|
|
|
|
|
مادر ميم ..الف..دال..ر ميم مثل محبت....الف مثل اميد....دال مثل دلدادگي....ر مثل رافت. ميم مثل مهر...الف مثل آسمان...........دال مثل دريا...ر مثل روحاني ميم ..الف..دال..ر ميم..الف..دال..ر...............مادر بين همه حروف فارسي ،حروف‹ م ا د ر› يه چيز ديگه اند. معناي محبت... اولين حروفي كه من و تو به زبون آورديم همين حروف بودند. به نظر من اين حروف ذاتا يه قداست خاص دارند....كلمه مادر تقريبا تو اكثر زبونهاي دنيا تو داشتن حروف «ميم» و« الف» و «ر» مشتركه.به... فارسي ...... . madar اينه كه مي گم اين حروف قشنگ ترين حروف دنيا هستند..... روز مادر مبارك
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 3:19 بعد از ظهر توسط ترانه
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 9:33 قبل از ظهر توسط ترانه
|
|
||
|
|
|
|
|
من بدهكارم جيب هايم خالي ست كفش هايم كهنه ، چشمم كور من عجب دنده نرمي دارم من پول هايم را وقتي مي گيرم ، كه فاتحه اش را خوانده باشد زن من سر گلدسته برج جيب من جاي گره خوردن هيچ است و شپش هر كجا هستم باشم ، خانه اي مي خواهم اجاره، رهن ، كرايه همه اش مال من است چه اهميت دارد كه اجاره با لا ست صاحبان خانه چه خبر از ته جيبم دارند پول را بايد جست ، وام بايد كه گرفت ، خانه اي نقلي ساخت زير قرض بايد رفت با همه اهل و عيال ،نان خشك بايد خورد مگر اين اشكنه ها چه كم از ديزي سنگي دارد ! بهتر آن است كه قانع باشيم و نگوييم كه پول و پله لازم داريم ! حرف ديگر،كافيست خانه در يك قدمي است و طلبكار آنجاست! كفش را بايد كند پول را بايد جست |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1384ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط ترانه
|
|
||
|
|
|
|
|
زيباترين قلب تو در قلب مني، تو در وجود مني درعمق قلبم ، آتشي است- قلبي سوزان در عمق قلبم آرزويي است ، براي آغاز من در احساساتم مي ميرم دنياي من در خيال است من در روياهايم زندگي مي كنم- در روياهايم
تو در قلب مني،تو در وجود مني هرجا كه بروم ، جلوه گرش خواهم كرد تو در قلب مني تو در وجود مني تو را براي هميشه نگه خواهم داشت همواره در كنارت خواهم ماند
تو در قلب مني ، تو در وجود مني آري احساس مي كنم كه عشقمان شكوفا مي شود تو در قلب مني ، تو در وجود مني اين تنها چيزي است كه واقعا مي دانم
بيا در را ببنديم و به قلب سوزانمان ايمان بياوريم راحت باش ، بيا و آتشي در قلبت بيفروز شمع ها را روشن نگه خواهم داشت بگذار وجودت در من ذوب شود من در رويا هايم زندگي مي كنم در روياهايم
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 9:42 قبل از ظهر توسط ترانه
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر فروغ امروز زنده بود، بی گمان از سيستم ويندوز خيلي خوشش می آمد، چون عاشق پنجره بود
فروغ فرخزاد در سال 1313 در تهران چشم به جهان گشود، پس از گذراندن دوره هاي آموزشي دبستاني و دبيرستاني براي آموزش نقاشي به هنرستان نقاشي رفت در 16 سالگي با پرويز شاپور ازدواج كرد و به اهواز رفت و در آنجا اقامت گزيد. من از نهايت شب حرف مي زنم
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1384ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط ترانه
|
|
||
|
|
|
|
|
ساده بودم ساده ساده مثل كف دست من نمي دانستم ساده بودن سخت است مثل آيينه آب صاف و آسان بودم دل و دستم يكرنگ مثل باران بودم كه به خاك افتادم دل بريدم رفتم به سفر تن دادم به تو روي آوردم در گريزم از خويش
ساده بودم ساده پاك مثل كف دست من چه مي دانستم ساده بودن سخت است
به تو دل خوش كردم به تو عاشق بودم شدم آيينه تو صاف و صادق بودم
تو به من مي گفتي ساده بودن زيباست عشق مثل خود توست ساده مثل خود ماست
عشق آزاده نبود عاشقي ساده نبود همسفر اهل سفر راهي جاده نبود
مثل خوابي كوتاه عشق هم آمد و رفت به همان آساني درس سختي داد و رفت
قصه من اين بود اين سرآغازم شد بعد از آن قصه عشق غم هم آوازم شد
ساده بودم ساده هستي ام در كف دست من نمي دانستم ساده بودن سخت است... |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1384ساعت 9:53 قبل از ظهر توسط ترانه
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت. روزی که کمترين سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادریست روزی که ديگر درهای خانهشان را نمیبندند قفل افسانهایست و قلب برای زندگی بس است. روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است روزی كه آهنگ هر حرف، زندگیست روزی كه تو بيايی، برای هميشه بيايی و من آنروز را انتظار میكشم شاملو |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط ترانه
|
|
||