تبليغاتX
تنهاترین ترانه

اين مرا بس باشد ، كاشناي دردم ، نه همه كس باشد

تنهاترین ترانه
عمومی
به نام آرامش دهنده قلبها

 تيک ... تاک ... تيک ... تاک ... زماني که نفسها در سينه حبس مي شوند . زماني که آرزوها در دلها جاري مي شود . زماني که يکسال با تمامي خوشي ها و سختيها به فراموشي سپرده مي شود . زماني که ياد تمامي عزيزان در دل تازه مي شود . زماني که فکر عيدي وسط قرآن بچه ها را به وجد مي آورد . زماني که بوي گل سنبل فضا را معطر کرده ! زماني که آريايي معنا پيدا مي کند . زماني که .. زماني که ... مجري تلويزيون مي گويد ؛ آغاز سال نو مبارک ! زماني که بوي عيد و سال نو تمامي خانه ها را غرق در شادي مي کند . و سال نو مبارک !!

 

باز هم سالي ديگر از راه رسيد . نوروز 1385 بر همه دوستان و خانواده هاي محترمشان پیشاپیش مبارک باد . با آرزوي بهترين هفت سين سال ، سلامتي ، سربلندي ، سروري ، سالاري ، سرور ، سرافرازي و سعادت و 12 ماه عشق ،  365 روز موفقيت و 8760 ساعت خوشي و 525600 دقيقه سلامتي

 

خنده به لبت  هزار  بادا

با بخت تو  بخت يار  بادا

افسردگي شبان رنجور

از  روز  تو  بر  کنار   بادا

 

با يار که نام عشق دارد

با   ياد  پر  از  لطافت تو

با دست پر  از رفاقت تو

 

پاييز حزين بهار بادا

نوروز  تو  پايدار بادا

 

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط ترانه   | 


مادرم پنجره را دوست نداشت
با وجودي که بهار
از همين پنجره مي‌آمد و مهمان دل ما مي‌شد

با وجودي که همين پنجره بود
که به ما
مژده آمدن چلچله ها را مي‌داد

مادرم پنجره را دوست نداشت
مادرم مي‌ترسيد
که لحاف
نيمه شب از روي خواهر من پس برود 

 يا که وقتي باران مي‌بارد
گوشه‌ي قالي ما تر بشود

هر زمستان، سرما
روي پيشاني مادر خطي از غم مي‌کاشت

مادرم پنجره را دوست نداشت.....

2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط ترانه   | 

رضايتمندي زنان

اميدوارم كه آقايان از اين مطلب سوء استفاده نكنند

يك مركز خريد ،وجود داشت كه زنان مي توانستند بروند آنجاو مردي را انتخاب كنند كه شوهر آنها باشد،اين مركز پنج طبقه داشت و هر چه كه به طبقات بالاتر مي رفتند.خصوصيات مردان بيشتر مي شداما اگر در طبقه اي دري را باز كنندبايد حتما آن مرد را انتخاب كنندو اگر به طبقه بالاتر رفتند ديگر اجازه برگشت ندارندو هر شخص فقط يك بار  مي تواند از اين مركز استفاده كند

روزي دو دختر كه با هم دوست بودندبه اين مركز خريد رفتندتا شوهر مورد نظر خود را پيدا كنند.

در اولين طبقه بر روي دري نوشته بود:اين مردان شغل و بچه هاي دوست داشتني دارند

دختري كه تابلو را خوانده بود گفت خب بهتر از كار نداشتن يا بچه نداشتن است ولي دوست دارم ببينم بالاتري ها چگونه اند؟ پس رفتند

در طبقه دو نوشته بود: اين مردان شغلي با حقوق زياد،بچه هاي دوست داشتني و چهره اي زيبا دارند دختر گفت هوم م م،طبقه بالاتر چه جوريه...؟

طبقه سوم:اين مردان شغلي با حقوق زياد،بچه هاي دوست داشتني،چهره اي زيبا دارند و در كاره خانه هم كمك مي كنند. دختر: واي ...چه فدر وسوسه انگيز ولي بريم بالاتر و دوباره رفتند

طبقه چهارم : اين مردان شغلي با حقوق زيادو بچه هاي دوست داشتني دارند داراي چهره زيبا هستندهمچنين در كار خانه هم كمك مي كنند و هدف هاي عالي در زندگي دارند آن دو واقعا به وجد آمده بودند دختر : واي چه خوب پس چه چيزي ممكنه طبقه آخر باشه! آنها گريه كردند

پس به طبقه پنجم رفتند آنجا نوشته بود:اين طبقه فقط براي اين است كه ثابت كند زنان راضي شدني نيستند. از اين كه به مركز ما آمده ايد متشكريم وروز خوبي را براي شما آرزومنديم

2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط ترانه   | 


هي فلاني...؟...مي داني؟...

مي گويند رسم زندگي چنين است !!!!!!!

مي آ يند....... مي مانند .......

عادتت مي دهند.......

و مي روند.......

و تو در خود مي ماني .......و تو تنها مي ماني .......

راستي نگفتي؟ رسم تو نيز چنين است؟
 

مثل همه ي فلاني ها هستي!!!
 

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط ترانه   |