تبليغاتX
تنهاترین ترانه

اين مرا بس باشد ، كاشناي دردم ، نه همه كس باشد

تنهاترین ترانه
عمومی

خيلي خوبه کسي رو داشته باشي که بتوني حرفت رو راحت بهش بگي.
خيلي خوبه که با يه نفر صرف نظر از جنسيتش دوست باشي، و اون بفهمه.
خوبه که با يه نفر به عنوان يه انسان دوست باشي و به عنوان يه انسان پذيرفته بشي بدون توجه به اينکه طرف زنه يا مرد، بزرگه يا کوچک، يا چه شکليه، پوستش چه رنگيه، يا هزار مسالهء مختلف ديگه که توي رابطهء حضوري هست.

 

حسادت مي کنم

به رنگ ديوار وقتي اتفاقي سايش بدنت به پوستش را احساس مي کند.

 

حسادت مي کنم

به آفتاب وقتي با نوازش آرام پوستت به تو گرمي مي بخشد.

 

حسادت مي کنم

به برگ گياه وقتي در گلدان آرام گرفته و حرکت تو از کنارش او را هيجانزده مي کند و بي تاب و چرخان.

 

حسادت مي کنم

به پدرت وقتي در زير نور گرم به او لبخند مي زني.

 

و به مادرت هم

وقتي چند لحظه پيش از خواب به ياد تو لبخند مي زند.

 

و به فرش

که چند تار مويت را ميان پرزهايش نگه مي دارد و به سادگي هم پس نمي دهد.

 

و به اتاقت

که لذت بودن با تو را هميشه مي چشد.

 

و به آينه ات

که هر روز گرمي نگاهت را حس مي کند.

 

و به کوچه ات

درختهاي باغچه

چشمهايت

و به خودت

به خدايت

و به اين قلم که از تو گفت...

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط ترانه   |