تبليغاتX
تنهاترین ترانه

اين مرا بس باشد ، كاشناي دردم ، نه همه كس باشد

تنهاترین ترانه
عمومی
شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی
خانه ای خواهم ساخت

آسمانش آبی

باز باشد همه پنجره هايش به پذيرايی نور

ساحت باغچه اش پر ز نسيم

حوض ماهی پر آب

قامت پاک درختانش سبز

و تو را خواهم خواند که در اين خانه کنارم باشی

سينه آينه تصوير تو را می جويد

که در آيی چون نور

تو بدين خانه بيا

در خيابان اميد

کوچه باور سبز

نبش ميدان صبوری

آن جا

خانه ای خواهی يافت

سر در خانه چراغی روشن

روی سکويش گلدان گلی

در دل خانه اجاقی دلگرم

با حضور تو در اين خانه چه جشنی بر پاست

آسمان شب اين خانه پر از چشمک و مهتاب و نسيم

ناودانش پر موسيقی آب

ای سر اغاز اميد

تو بدين خانه در آ

من به ديدار تو می انديشم

و به آرامش بودن با تو.......

 

2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط ترانه   |